خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ جولای, 2009

زبانم در دهان ِ باز بسته‌ست

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
زبانم در دهان ِ باز بسته‌ست
در ِ تنگ ِ قفس بازست و افسوس
که بال ِ مرغ ِ آوازم شکسته‌ست
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
غمی در استخوانم می‌گدازد
یال ِ ناشناسی آشنا رنگ
گهی می‌سوزدم گه می‌نوازد
گهی در خاطرم مي‌جوشد این وهم
ز رنگ آمیزی ِ غم‌های انبوه
که در رگ‌هام جای خون روان است
سیه داروی زهرآگین ِ اندوه
فغانی [...]

نوشته را کامل بخوانید »