این هم از Jessica، که از طرف شرکت تولدم رو زود تر از وقتش بهم تبریک گفت فقط به خاطر اینکه چند هفته ای مرخصی گرفته که شامل روز تولد من هم میشه میترسید فراموش کنه، شخصا اومد به محل کار من و یک بسته پر از شکلات های جورواجور هم بهم هدیه داد؛ خدا [...]
بایگانیِ فوریه, 2008
من به خود نآمدم اینجا، به زور من رو آوردن…
ارسالشده در کردار در چهارشنبه 27 فوریه 2008 | 2 دیدگاه »
آزادی
ارسالشده در گفتار در یکشنبه 10 فوریه 2008 | ۱ دیدگاه »
نمیدونم کی این جمله رو گفته ولی عجب حرفی زده …
« پرنده در قفس، زندانی رویای پرواز است »
.
گناه داوود
ارسالشده در گفتار در پنجشنبه 7 فوریه 2008 | بیان دیدگاه »
… گناه داوود چه بوده است كه در بسياري دعاها، خداوند را با نام آمرزنده او خطاب ميكنند.
در تورات گناه داوود بس بزرگ و عظيم است، آنگونه كه ذكر آن نيز از زبان معتقدین به دين، امكان پذير نيست.
گناه داوود نوعي قضاوت معرفي شده است، بدين صورت كه:
فردي نزد داوود پيامبر رفت و گفت: برادر [...]




