آدم تو جهنم خوش باشه بهتره یا تو بهشت سختی بکشه؟
آیا این آدمها هستن که انتخاب میکنن چه اتفاقی براشون بیفته یا کل این مسئاله یه فریب برای جدا کردن کسایی که قدرت دارن از بقیه؟
ما باید برای بزرگ شدنمون تلاش کنیم یا برای کوچک شدنمون تلاش نکنیم.
من تاحالا برای تقریبا هیچ چیزی تو زندگیم [...]
Archive for ژوئن, 2007
یک بهشت جهنمی
Posted in کردار on شنبه 23 ژوئن 2007 | 4 Comments »
I believe deep down, we all want this world to change.
I believe that this world can remain our cage or it can become our chrysalis, that’s what I understood, that to be free, you cannot change your cage; you have to change yourself.
When I used to look out at this world, all I could see [...]
The individual has always had to struggle to keep from being overwhelmed by the tribe. If you try it, you will be lonely often, and sometimes frightened. But no price is too high to pay for the privilege of owning yourself.
The overman…Who has organized the chaos of his passions, given style to his character, and [...]
يك بوسه بر لبانت
Posted in پندار on جمعه 1 ژوئن 2007 | بیان دیدگاه »
آن وقت بود که سر و کلهی روباه پيدا شد.
روباه گفت: -سلام.
شهريار کوچولو برگشت اما کسی را نديد. با وجود اين با ادب تمام گفت: -سلام.
صداگفت: -من اينجام، زير درخت سيب…
شهريار کوچولو گفت: -کی هستی تو؟ عجب خوشگلی!
روباه گفت: -يک روباهم من.
شهريار کوچولو گفت: -بيا با من بازی کن. نمیدانی چه قدر دلم گرفته…
روباه گفت: [...]




