خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

زبانم در دهان ِ باز بسته‌ست

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
زبانم در دهان ِ باز بسته‌ست

در ِ تنگ ِ قفس بازست و افسوس
که بال ِ مرغ ِ آوازم شکسته‌ست

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
غمی در استخوانم می‌گدازد

یال ِ ناشناسی آشنا رنگ
گهی می‌سوزدم گه می‌نوازد

گهی در خاطرم مي‌جوشد این وهم
ز رنگ آمیزی ِ غم‌های انبوه

که در رگ‌هام جای خون روان است
سیه داروی زهرآگین ِ اندوه

فغانی گرم و خون آلود و پردرد
فرو می‌پیچیدم در سینه‌ی تنگ

چو فریاد ِ یکی دیوانه‌ي گنگ
که می‌کوبد سر ِ شوریده بر سنگ

سر شکی تلخ و شور از چشمه ی دل
نهان در سینه می‌جوشد شب و روز

چنان مار ِ گرفتاری که ریزد
شرنگ ِ خشمش از نیش ِ جگر سوز

پریشان سایه‌ای آشفته آهنگ
ز مغزم می‌تراود گیج و گمراه

چو روح ِ خوابگردی مات و مدهوش
که بی‌سامان به ره افتد شبانگاه

درون ِ سینه‌ام دردی‌ست خون بار
که همچون گریه می‌گیرد گلویم

غمی آشفته، دردی گریه آلود …
نمی دانم چه می‌خواهم بگویم

شباهت ایران با نیوزیلند

احتمالا تنها شباهت ایران با نیوزیلند اینه که تعداد گوسفندها بیشتر از تعداد آدمهاست…

sheeps

رای گیری

خیلی ها به موسوی رای دادند …

من در آکلند در نیوزیلند رای دادم، به ما گفتند فقط اسم نامزد مورد نظرمون رو بنویسیم و لازم نیست که شماره نامزد رو در برگه رای گیری مشخص کنیم.

این عمل قانونی بوده؟

پهلوی مکدونالد لیدکم

Lidcombe

Software Quote

From: Granada Coder, C#, Sql Server Blog: Software Quote

The conversation context:  A VB6 developer moving to C# and posed the question “Where is the Resume Next in C#?”.
 
Here was the reply:
 
My VB.NET suggestions:

Exception Handling?  (formally know as ErrorHandling)

Take the vb6 mentality of exception handling and do the 4 following things:

1.  Put it in a brown paper bag.
2.  Take it to someone’s house you don’t like.
3.  Set it on fire.
4.  Run away from it as fast as you can.

Honest ha !?

ملخ بوستان خورد و مردم ملخ

نهان گشت  آیین  فرزانگان           پراگنده شد نام دیوانگان

هنر خوار شد،جادویی ارجمند        نهان راستی،آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز        ز نیکی نبودی سخن جز به راز

ندانست خود جز بد آموختن          جز از کشتن و غارت و سوختن

Karma !

داشتم با يه انگليسي صحبت ميكردم- كلي حرف زديم انگليسي ها معمولا يه حس طنز قوي و زيركانه تو صحبت هاشون هست و اصولا آدمهاي خوش صحبت و با مزه اي هستند.
اني وي ! من بهش گفتم تو ايران مردم خيلي خاطرات خوش از انگليسي ها دارند! و يكي از اون داستانهاي آموزنده كه در مورد انگليسي ها تعريف ميكنند رو براش گفتم- كه:
اگه يه سيلي به يه روس – آمريكايي و انگليسي بزني روس با لبخند طرف ديگر صورتش رو نشون ميده – آمريكايي جوابت رو با يه سيلي ميده ولي انگليسيه فقط بهت يه لبخند ميزنه و ميره اما يه سال بعد تو توي يه تصادف رانندگي ميميري!
شاید داستان خيلي جالبي نبود ولی جوابي كه اون داد خيلي جالب بود:

Oh! Karma!

حالا هر جور دوست دارين فكر كنين !!

Lucky star

I was born under lucky star,
Beleive me !
 

The Sun never says

Even after all these years, the Sun never says to the Earth
“You owe Me.”

Look what happens with a Love like that,
It lights the whole sky.

Hafez

The Sun Never Says, Hafez

Truth

The gunfire around us makes it hard to hear, But the human voice is different from other sounds.
It can be heard over noises that bury everything else, Even when it’s not shouting, Even when it’s just a whisper, Even the lowest whisper can be heard – - over armies…
when it’s telling the truth.

نوشته‌های قدیمی‌تر »